ترتیب درست یادگیری سبک ها: شواهد چه میگویند و چه نمیگویند
چند بار فهرست «۱۰ گام تا تریدر شدن» دیدید و هر کدام ترتیب متفاوتی داشت؟ هیچکدامشان نمیگن آن ترتیب از کجا آمده. حقیقت ناخوشایند اینه که برای ترتیب موضوعها شاهد قوی وجود نداره — ولی برای شیوهٔ تمرین چرا. اینجا هر دو لایه را از هم جدا میکنیم و میگیم هر کدام چقدر پشتوانه دارن.
در یک نگاه
- ترتیب دو لایه داره: توالی موضوع، و شیوهٔ تمرین.
- شواهد لایهٔ دوم خیلی قویتر از لایهٔ اوله.
- حس روان بودن جلسه، شاخص یادگیری نیست.
- معیار عبور از هر مرحله، آزمون تأخیریه نه چند ماه.
- درهمآمیختگی شرط داره و همیشه هم بهتر نیست.
فهرست مطالب
- ترتیب درست یادگیری سبک ها چیست؟
- چرا وقتی مرور میکنم حس میکنم بلدم ولی در عمل نیستم؟
- برای شروع، مثال تحلیلشده بهتر است یا خودم از صفر؟
- آیا میشود چند سبک را همزمان یاد گرفت؟
- چطور تمرین کنم که در بلندمدت بماند؟
- از کجا بفهمم یک مرحله را واقعاً یاد گرفتهام؟
- تا کی روی یک سبک بمانم و کی سراغ بعدی بروم؟
- چقدر از این شواهد واقعاً به ترید منتقل میشود؟
- برای یادگیرندهٔ فارسیزبان چه چیزی فرق میکند؟
- چه اشتباههایی ترتیب یادگیری را خراب میکند؟
- الان کجای مسیر یادگیریام؟
- پرسشهای پرتکرار
شخصیت معاملهگریت رو کشف کن!
تیپِ معاملهگریات چطور روی تصمیمهایت اثر میگذارد؟ در چند سؤال کوتاه بفهم.
تست تیپ شخصیتی تریدرTrader DNAترتیب درست یادگیری سبک ها چیست؟
ترتیب درست یادگیری سبک ها دو لایه دارد که معمولاً با هم قاطی میشن: توالی موضوعها، و شیوهٔ تمرین. شواهد داوریشده برای لایهٔ دوم خیلی قویتر از لایهٔ اوله. یعنی مهمتر از اینکه کدام سبک را اول برداری، اینه که با چه فاصلهای، چقدر درهمآمیخته و با چه معیار عبوری تمرین کنی.
پیش از اینکه سراغ ترتیب برید، سه چیز باید معلوم باشه. این مقاله هیچ سبکی را پیشنهاد نمیکنه — نقشهٔ کلی مسیر در نقشهٔ راه از صفر تا تریدر آمده و بحث «کدام سبک» مالک جداگانهای دارد.
بازار هدفتان کدومه — بازار داخلی، ارز، یا رمزارز
افق زمانی معاملهٔ موردنظرتان چیه
در هفته چقدر وقتِ واقعیِ تمرین دارید، نه وقت تماشا
نکته
چرا محدودیت در ورودی است، نه در حافظه
اطلاعات تازه اول از حافظهٔ کاری میگذره که ظرفیت و مدت محدودی داره، و بعد در حافظهٔ بلندمدت با ظرفیت نامحدود ذخیره میشه. یعنی گلوگاه در نقطهٔ ورود است نه در نگهداری. هر بحثی دربارهٔ ترتیب، در نهایت دربارهٔ همین گلوگاهه.
چرا وقتی مرور میکنم حس میکنم بلدم ولی در عمل نیستم؟
چون آنچه در جلسهٔ مطالعه میبینید «عملکرد» است، نه «یادگیری». مرور ادبیات یادگیری میگه عملکرد شاخص نامطمئنی برای تغییر نسبتاً پایداره، و بعضی روشهای آموزشی اثر معکوس روی این دو دارن — یعنی جلسه را بهتر میکنن و ماندگاری را بدتر.
یک آزمایش این را خوب نشون میده. به شرکتکنندهها تابلوهای چند نقاش را نشون دادن، یک گروه آثار هر نقاش را پشت سر هم و گروه دیگه درهمآمیخته. گروه درهمآمیخته در تشخیص سبک بهتر عمل کرد — ولی خودِ شرکتکنندهها حس میکردن روش پیاپی برایشان مؤثرتر بوده. حس و نتیجه در دو جهت مخالف بودن.
هشدار
پرکاربردترین عادت، در دستهٔ کمفایدههاست
در مروری روی ده تکنیک مطالعه، فقط دو تکنیک ارزیابی «سودمندی بالا» گرفتن و پنج تکنیک در دستهٔ پایین قرار گرفتن — از جمله هایلایت کردن و بازخوانی. و وقتی از یادگیرندهها پرسیدن خودشان چطور مطالعه میکنن، اکثریت گفتن دوباره میخونن. یعنی رایجترین عادت، از کماثرترینهاست.
نتیجهٔ عملیاش برای شما سادهست: «حس میکنم بلدم» را از فهرست معیارهاتون خط بزنید. جایگزینش را در بخش ششم میبینید.
برای شروع، مثال تحلیلشده بهتر است یا خودم از صفر؟
این تنها اصل توالی در کل این مقالهست که شاهد مستقیم داره. در مراحل اولیهٔ کسب یک مهارت شناختی، مطالعهٔ مثال کاملاً حلشده از حل مسئله مؤثرتره. بعد گامهای حلشده کمکم محو میشن و سهم شما بیشتر میشه تا به حل مستقل برسید.
مثال کاملاً حلشده — کل مسیر تحلیل جلوی چشمتان است و شما فقط دنبالش میکنید
مثال محوشونده — بخشی از گامها حذف میشود و شما همان بخش را پر میکنید
حل مستقل — از چارت خام شروع میکنید و هیچ گامی از پیش داده نشده
چرا این جهت و نه برعکسش؟ چون در مرحلهٔ اول، حل مستقل تمام ظرفیت حافظهٔ کاری را صرف پیدا کردن مسیر میکنه و چیزی برای ساختن الگو باقی نمیمونه. با بالا رفتن دانش، همان ظرفیت آزاد میشه و مثال آماده دیگه کمکی نمیکنه.
نکته
بیشتر آدمها این را برعکس اجرا میکنند
الگوی رایج اینه: چند ویدیو میبینید و بعد مستقیم میرید سر چارت خام. یعنی از مرحلهٔ یک میپرید به مرحلهٔ سه و مرحلهٔ محوشونده را کامل جا میندازید. همان مرحلهٔ وسط جاییه که الگو ساخته میشه.
آیا میشود چند سبک را همزمان یاد گرفت؟
جواب کوتاه: بستگی داره، و «بستگی داره» اینجا یک طفره نیست — یک شرط مشخصه. تمرین درهمآمیخته یعنی موضوعهای مختلف را در یک جلسه قاطی کنید بهجای اینکه هر موضوع را بلوکی جلو ببرید. فراتحلیل روی ۵۹ مطالعه اثر متوسطی به سود درهمآمیختگی داد، ولی همان فراتحلیل نشون داد اندازهٔ اثر شدیداً به جنس ماده وابستهست.
ماده | اندازهٔ اثر | یعنی چه |
|---|---|---|
نقاشی — تشخیص سبک | g = ۰٫۶۷ به سود درهمآمیختگی | وقتی موارد قابل خلطاند، قاطی کردن کمک میکند |
مسئلهٔ ریاضی | g = ۰٫۳۴ به سود درهمآمیختگی | اثر مثبت ولی کوچکتر |
یادگیری واژه | g = −۰٫۳۹ یعنی به سود بلوکی | وقتی موارد قابل خلط نیستند، قاطی کردن ضرر میزند |
پس شرط اثر چیه؟ اینکه موارد شبیه و قابل خلط باشن. چون سودی که درهمآمیختگی میده از بهبود توانایی «تشخیص اینکه این وضعیت کدام روش را میخواد» میاد، نه از تسلط بیشتر بر خود روش. در آزمایشی که فاصلهگذاری را ثابت نگه داشتن تا اثر خالص درهمآمیختگی جدا بشه، عملکرد در جلسهٔ تمرین بدتر شد ولی نمرهٔ آزمون یک روز بعد دو برابر شد.
هشدار
دو فراتحلیل ۲۰۲۴ این تصویر را محتاطتر کردند
در محیط آزمایشگاهی اثر بزرگ بود، ولی در محیط کاربردی بهشدت کوچک شد: در نگهداشت SMD = ۰٫۲۳ و در انتقال SMD = ۰٫۳۷ با p = ۰٫۰۶ یعنی از نظر آماری معنادار نیست. خود نویسندهها پرسیدن آیا این پدیده ساختهٔ آزمایشگاه نیست. هر کسی درهمآمیختگی را بیقید تجویز کنه، همان خطای رقباست با لباس علمی.
چطور تمرین کنم که در بلندمدت بماند؟
در همان مرور دهتکنیکی، دو تکنیک ارزیابی «سودمندی بالا» گرفتن: تمرین بازیابی و تمرین فاصلهدار. تمرین بازیابی یعنی بهجای نگاه کردن دوباره به جزوه، از خودتان بپرسید و بعد چک کنید. رویهٔ منظم تمرین روی دادهٔ گذشته در بکتست دستی گامبهگام توضیح داده شده.
دربارهٔ فاصلهگذاری یک نکتهٔ مهم هست که معمولاً گفته نمیشه: فاصلهٔ بهینه عدد ثابتی نداره. فراتحلیلی با ۸۳۹ سنجش در ۳۱۷ آزمایش نشون داد فاصلهٔ بین جلسات و فاصله تا آزمون نهایی با هم عمل میکنن — هرچه بخواید مطلب دیرتر در دسترس بمونه، فاصلهٔ بین مرورها باید بزرگتر باشه.
بهجای «تمرین کنید»، پنج پارامتر را تنظیم کنید: فاصلهٔ بین جلسات، درجهٔ درهمآمیختگی، نسبت بازیابی به بازخوانی، درجهٔ محوشدگی مثال، و شرایطی که در آن خودتان را میآزمایید
هر جلسه با یک دور بازیابی از جلسهٔ قبل شروع شود، پیش از اینکه چیز تازهای اضافه کنید
اگر میخواهید مطلب شش ماه بعد هم در دسترس باشد، فاصلهٔ مرورها را متناسب با همان شش ماه بزرگ کنید نه با هفتهٔ جاری
نکته
سختی جلسه، هزینه نیست — بخشی از سازوکار است
هر سهتای اینها جلسه را سختتر و کندتر میکنن. همین باعث میشه کنارشون بذارید و برگردید سراغ بازخوانی که روانتره. ولی همان سختی، همان چیزیه که ماندگاری میسازه. اگه جلسهای خیلی روان پیش رفت، احتمالاً دارید عملکرد را تمرین میکنید نه یادگیری را.
از کجا بفهمم یک مرحله را واقعاً یاد گرفتهام؟
بهجای «چند ماه»، معیار قابل سنجش بذارید. مبنا یک چیزه: عملکرد در آزمون تأخیری و در شرایط تغییریافته، نه عملکرد در جلسهٔ تمرین. ثبت منظم نتیجهها هم در ژورنالنویسی عملی توضیح داده شده.
معیار عبور | چطور بسنجید | علامت هنوز نرسیدن |
|---|---|---|
آزمون تأخیری | یک هفته بعد، بدون نگاه به جزوه، مفهوم را از حفظ روی کاغذ بازسازی کنید | برای شروع نیاز به دیدن جزوه دارید |
شرایط تغییریافته | همان مفهوم را روی نماد و تایمفریمی که تمرین نکردید اعمال کنید | فقط روی همان نمونههای تمرینی کار میکند |
تشخیص در برابر اجرا | به شما چند وضعیت مخلوط بدهند و بگویید کدام یک مصداق این مفهوم است | وقتی گفته میشود «این یکی از این نوع است» میتوانید ادامه بدهید |
توضیح به دیگری | مفهوم را برای کسی توضیح بدهید که سبک را نمیشناسد | توضیحتان به اصطلاحهای همان سبک وابسته میماند |
ردیف سوم بیشترین کارایی را داره و کمترین استفاده را. اکثر آدمها خودشان را در حالتی میآزمایند که از قبل میدونن جواب از کدوم دستهست — و همین آزمون را بیمعنا میکنه.
نکته
معیار عبور را قبل از شروع مرحله بنویسید
اگه معیار را بعد از تمرین تعریف کنید، ناخودآگاه همان چیزی را مینویسید که الان از پسش برمیآید. همان تفکیک زمانیای که در طرح معاملاتی مهمه، اینجا هم کار میکنه: معیار پیش از دیدن نتیجه نوشته میشه.
تا کی روی یک سبک بمانم و کی سراغ بعدی بروم؟
اینجا یک یافتهٔ مهم هست که کل بحث «ترتیب» را قاب میگیره: اثر معکوس تخصص. روشهای آموزشیای که برای یادگیرندهٔ بیتجربه بسیار مؤثرن، با بالا رفتن سطح دانش اثرشان را از دست میدن یا اثر منفی پیدا میکنن.
ترجمهاش برای شما: ترتیب درست برای مبتدی همان ترتیب درست برای نیمهحرفهای نیست. راهنمای گامبهگامی که اول کمکتان کرد، بعداً کندتان میکنه. پس توالی چیزی نیست که یک بار بنویسید و تا آخر نگه دارید — با هر بالا رفتن سطح باید بازبینی بشه. بحث انتخاب خودِ سبک در انتخاب سبک معاملاتی آمده.
نکته
نشانهٔ اینکه توالیتان تاریخ گذشته
وقتی مثالهای حلشده دیگه چیزی به شما اضافه نمیکنن و حوصلهتان سر میره، این حوصلهسررفتن یک دادهست نه یک ضعف. یعنی از مرحلهٔ مثال آماده عبور کردید و باید سهم حل مستقل را بالا ببرید. همان حس در مرحلهٔ اول، معنای کاملاً متفاوتی داشت.
چقدر از این شواهد واقعاً به ترید منتقل میشود؟
این را باید صریح بگیم، چون هیچ منبع فارسی نمیگه. تقریباً کل ادبیاتی که تا اینجا نقل کردیم روی ریاضی، نقاشی، واژه و مهارت حرکتی اجرا شده — نه روی تصمیمگیری مالی با پول واقعی. تعمیمش به ترید یک استنتاجه، نه یافته.
بدتر اینکه ادبیات انتقال یادگیری خودش میگه انتقال یک عدد نداره. یک مرور تاکسونومی نُهبُعدی برای انتقال دور ساخته و صریح گفته برآورد یک اندازهٔ اثر واحد برای «انتقال» نابجاست. پس نمیشه گفت «فلان درصد از این شواهد به ترید منتقل میشه»؛ چنین عددی وجود نداره.
هشدار
بازار محیط یادگیری مهربانی نیست
شهود تخصصی معتبر دو شرط لازم داره: محیطی با قاعدهمندی و پیشبینیپذیری کافی، و فرصت کافی برای یادگیری آن قاعدهمندیها. در بخش بزرگی از تصمیمهای معاملاتی شرط اول برقرار نیست — بازخورد نویزی و تأخیرداره و گاهی معکوس. یعنی حتی با ترتیب و تمرین درست، سقفی برای آنچه از تجربه یاد گرفته میشه وجود داره.
و یک یافتهٔ ناخوشایند از دادهٔ واقعی سرمایهگذاران: دو نوع «یادگیری» دیده شد — عدهای با تجربه بهتر شدن، و عدهٔ دیگری پس از پی بردن به ضعف تواناییشان معامله را کنار گذاشتن. بخش عمدهٔ بهبودی که در سطح جمعی دیده میشه از کنار کشیدن افراد میاد، نه از بهتر شدنشان. این عدد امیدبخشی نیست، ولی واقعیه.
برای یادگیرندهٔ فارسیزبان چه چیزی فرق میکند؟
شش چیز، و هیچکدام در محتوای فارسی گفته نشده. اولی از همه مهمتره: عرضهٔ آموزشی فارسی حول «سبک» بستهبندی شده نه حول مهارت. دورهٔ ICT، دورهٔ اسمارت مانی، دورهٔ الیوت. همین بستهبندی شما را به مصرف بلوکی و پشتسرهم سبکها هل میده — دقیقاً همان الگویی که در آزمون تأخیری ضعیفتره.
واژهنامهٔ فارسی یکدست وجود ندارد — برای بعضی از همین مفاهیم اصلاً معادل جاافتادهای نیست، پس حتی نمیتوانید دربارهٔ آنها به فارسی جستوجو کنید
توالی غالب در عرضهٔ فارسی، قواعد حفظ سرمایه را سوم یا چهارم میگذارد — در حالی که همانها دورهٔ تمرین را زنده نگه میدارند
بازار داخلی در ساعت کار و درس باز است و بازار جهانی سشنهایش با بیداری شما همپوشانی متفاوتی دارد؛ این تعیین میکند تمرین زنده ممکن است یا فقط تمرین روی دادهٔ گذشته
نقطهٔ شروع — بازار داخلی یا جهانی — دو محیط با قواعد متفاوت است و انتخابش کل توالی بعدی را عوض میکند
دسترسی به ابزار تمرین ساختاریافته و منابع اصلی محدود است و این مستقیماً روی امکان اجرای تمرین بازیابی منظم اثر میگذارد
پیامد عملی مورد اول: اگه دورهای میبینید، لازم نیست ترتیب دوره را ترتیب یادگیری خودتان بگیرید. میتونید دوره را بلوکی ببینید ولی تمرین را درهمآمیخته بچینید. روش دیدن دوره در چگونه دوره را درست ببینیم جدا آمده.
هشدار
ترتیب دوره، ترتیب یادگیری نیست
دوره برای فروش و برای انسجام روایی چیده شده، نه برای بهینهسازی ماندگاری. این دو گاهی همجهتن و گاهی نه. جدا کردنشان تنها کاریه که فقط خودتان میتونید بکنید و هیچ دورهای برایتان انجام نمیده.
چه اشتباههایی ترتیب یادگیری را خراب میکند؟
پنج خطا که همهشان از یک ریشه میان: قضاوت کردن پیشرفت با حس جلسه بهجای نتیجهٔ تأخیری.
بازخوانی و هایلایت بهعنوان روش اصلی مطالعه — پرکاربردترین عادت و از دستهٔ کمفایدهها
شروع با حل مستقل بهجای مثال حلشده در مراحل اول؛ توالی درست است ولی برعکس اجرا میشود
چسبیدن به توالی مبتدی پس از رسیدن به سطح متوسط
نسبت دادن عدد «ده هزار ساعت» به مقالهٔ ۱۹۹۳ — آن عدد در متن آن مقاله نیست؛ آنچه هست «حداقل ده سال» است
تکیه بر تجربهٔ خام بازار بهعنوان معلم اصلی، در محیطی که بازخوردش نویزی و تأخیردار است
هشدار
دربارهٔ «ده هزار ساعت» یک چیز دیگر هم هست
فراتحلیلی سهم تمرین عامدانه از واریانس عملکرد را به تفکیک حوزه برآورد کرد: بازیها ۲۶ درصد، موسیقی ۲۱ درصد، ورزش ۱۸ درصد، آموزش ۴ درصد، و حرفهها کمتر از ۱ درصد. مخرج در همهٔ اینها کل واریانس عملکرد در همان حوزهست. یعنی حتی در بهترین حالت، ساعت تمرین بخشی از داستانه.
الان کجای مسیر یادگیریام؟
این چکلیست دربارهٔ شیوهٔ یادگیری شماست، نه دربارهٔ بازار. هر گام خروجی دودویی داره و همین امروز قابل جواب دادنه. اگه گامی «نه» شد، همانجا نقطهٔ اصلاحه — نه دلیلی برای عوض کردن سبک.
گام | چه چیزی را چک میکنید | خروجی |
|---|---|---|
۱ | معیار عبور از مرحلهٔ فعلی را پیش از شروعش نوشتهاید | نوشتهام / ننوشتهام |
۲ | در هفتهٔ گذشته دستکم یک بار بدون نگاه به جزوه خودتان را آزمودهاید | بله / نه |
۳ | جلسههای مرور با فاصله چیده شدهاند، نه پشت سر هم | با فاصله / پشت سر هم |
۴ | در تمرین، موارد قابل خلط را قاطی میکنید نه موارد بیربط را | قابل خلط / بیربط |
۵ | هنوز از مثال حلشده استفاده میکنید یا سهم حل مستقل بالا رفته | متناسب با سطح / نامتناسب |
۶ | مفهوم را روی نمادی که تمرین نکردید هم آزمودهاید | آزمودهام / نیازمودهام |
۷ | پیشرفت را با نتیجهٔ تأخیری میسنجید نه با حس جلسه | تأخیری / حسی |
گام هفتم جمعبندی بقیهست. اگه فقط یک گام را بتونید اجرا کنید، همان را بردارید — چون بقیهٔ گامها بدون آن قابل ارزیابی نیستن.
مرتبط: برنامه ۹۰ روزه یادگیری — اگه میخواید این معیارها را روی یک تقویم مشخص بچینید، از اینجا ادامه بدید.
نکته
چرا هیچ ستون زمانی در این جدول نیست
چون هر عددی که برای مدت یادگیری در محتوای فارسی میبینید بیمنبعه، و چون شواهد میگن معیار درست نتیجهٔ تأخیریه نه مدت سپریشده. دو نفر با زمان یکسان میتونن در دو نقطهٔ کاملاً متفاوت باشن.
یک تذکر لازم
هرچه اینجا میخوانید آموزشی است — نه سیگنالِ ترید، نه توصیهٔ خرید و فروش، نه وعدهٔ نتیجه. تصمیم آخر با خود شماست.
پرسشهای پرتکرار
مدیریت ریسک را اول یاد بگیرم یا تحلیل تکنیکال؟
برای ترتیب موضوعی شاهد داوریشدهای وجود ندارد و هر کسی جز این بگوید بیش از شواهد حرف زده است. آنچه هست یک استدلال ساختاری است: قواعد حفظ سرمایه همان چیزیاند که دورهٔ تمرین را زنده نگه میدارند تا اصلاً یادگیریای انباشته شود. توالی رایج در محتوای فارسی این قواعد را سوم یا چهارم میگذارد.
روانشناسی معامله کجای ترتیب یادگیری قرار میگیرد؟
پرسش را باید عوض کرد. روانشناسی یک موضوع جدا در انتهای فهرست نیست؛ توضیح میدهد چرا حس روان بودن جلسه گمراهکننده است و چرا افراد کممهارت توانایی تشخیص محدودیت خود را ندارند. یعنی از همان جلسهٔ اول در کار است، نه در مرحلهٔ آخر.
چند بار باید یک مفهوم را مرور کنم؟
عدد ثابتی وجود ندارد و این خودش یافتهٔ فراتحلیل است: فاصلهٔ بهینه با افق ماندگاری مورد نظر بزرگتر میشود. اگر میخواهید مطلب یک ماه بعد در دسترس باشد، الگوی مرور با حالتی که شش ماه میخواهید فرق دارد. معیار درست تعداد مرور نیست؛ عملکرد در آزمون تأخیری است.
آموزش جامع ترید چقدر طول میکشد؟
هر بازهٔ زمانی که در محتوای فارسی برای این پرسش میبینید بیمنبع است و از یک مقاله به مقالهٔ دیگر کپی شده. جایگزین قابل استفاده این است: بهجای مدت، معیار عبور از مرحله را بسنجید — عملکرد در آزمون تأخیری و در شرایط تغییریافته. دو نفر با زمان یکسان میتوانند در دو نقطهٔ کاملاً متفاوت باشند.
چطور یک دورهٔ آموزشی معتبر را از یک وعدهٔ توخالی تشخیص بدهم؟
نهاد ناظر مشتقهٔ آمریکا در راهنمای خود شش نشانهٔ هشدار در عرضهٔ آموزش ترید فهرست کرده: وعدهٔ سود تضمینی یا روش بیخطا، پاسخ آسان و «ترفند مخفی»، تبلیغ نتایج گذشتهٔ استثنایی بدون شاهد معتبر، فشار زمانی مصنوعی، سمینار رایگان بهعنوان قیف فروش، و دریافت مبلغ بالای پیشپرداخت پیش از امکان ارزیابی کیفیت.
استفاده از دستیار هوشمند حین یادگیری کمک میکند یا ضرر میزند؟
یک آزمایش میدانی روی دانشآموزان نشان داد عملکرد حین دسترسی به دستیار بالا میرود، ولی عملکرد بعدیِ بدون دسترسی نسبت به کسانی که هرگز دسترسی نداشتند پایین میآید؛ و نسخهای که محافظ آموزشی داشت این اثر منفی را تا حد زیادی خنثی کرد. اعداد این مطالعه اینجا نقل نمیشوند چون اصلاحیهٔ ثبتشدهٔ آن هنوز بررسی نشده است.
منابع
این مفهوم را عملی یاد بگیر
در تریدآکا همین موضوع را در قالب دورههای ویدیویی و قدمبهقدم یاد میگیری.
شروع آموزش در تریدآکادیدگاه خود را ارسال کن
ارسال دیدگاهارسال دیدگاه
دیدگاهها پیش از انتشار بررسی میشوند. به پرسشهای معاملاتی پاسخ نمیدهیم و سیگنال نمیدهیم.
دیدگاهها (۰)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باش.